شعری که منش دوست میدارم و دیگرانش میرانند

هرگز از مرگ‌ نهراسيده‌ام
‌اگرچه‌ دستانش
    ‌از ابتذال‌ شکننده‌تر بود
هراس‌ من‌ -بارى
‌هم‌ از مردن‌ ِ در سرزمينى‌ است‌ که
    ‌مُزد گورکن
        ‌از آزادى‌ آدمى‌ افزون‌ باشد
****
جستن‌، يافتن‌، و آن‌گاه‌ به‌ اختيار برگزيدن
‌و از خويشتن‌ خويش‌
    بارويى‌ پى‌ افکندن

اگر مرگ‌ را از اين‌ همه
    ‌ارزشى‌ بيش‌تر باشد
حاشا حاشا که‌ هرگز از مرگ‌ هراسيده‌ با
شم.

اندکی توضیح
فرض کن (یا حتا نیازی به فرض نیست لمس کن) که در جامعه ای زندگی میکنی که آزادی پشیزی نمی ارزه و دست اندر کاران قتل آزادی هم نونشون تو روغنه. میخوای زندگی کنی (جستن، یافتن و آنگاه برگزیدن به اختیار و از خویشتن خویش بارویی پی افکندن) اما نبود آزادی اون اختیار رو ازت گرفته، یا باید به یه زندگی مبتذل تن بدی بی آنکه بگردی، بیابی و به اختیار برگزینی، که خرد کننده وجود آدمیست و یا باید بشوری که به استقبال مرگ خواهی رفت که نابود کننده و شکننده است.

اگر آزادی بود، اگر زندگی ارزش زنده بودن داشت، اگر میشد به راهی که میخوای بری و میشد از خویشتن خویش بارویی پی افکند چرا باید از مرگ هراس داشته باشیم سراغ زندگیمون میریم گویا مرگی نیست. اصلا انتظار مرگی رو نمیکشیم. ولی اگر امکان آزاد زیستن رو نداشته باشیم چه کنیم؟ نه میشوریم و نه زندگی میکنیم تو انتظار به سر میبریم انتظار مرگ. در همه حالتی در هراسیم.
هراس از اینه که بمیری در سرایی که اختیاری از خود نداشتی و در بند بودی در بندی (به نام زندگی) که یا به لحظه شماری مرگ گذشته یا در بند دیگری (چون زندان) که به انتظار مرگ نشستی. این کشنده است، خرد کننده است، نابود کننده است، ویران کننده است، شکننده است.
همه هراس آدمی این میشه که بمیره در سرایی که آزادی نبود و اون هم هیچ غلطی نکرد یا اگر شورید تنها طناب داری کرایه کرد و بس.

نکته:
- شکستن جزء افعال دو وجهی (هم لازم و هم متعدی) است و اینجا به معنای متعدیه یعنی خرد کننده.
- مرگ به تصویر قاتلی بوده که طعمه خودش رو با دستاش (و بی هیچ آلت قتاله ای) خرد میکنه و له میکنه، درست مثل ابتذال.
- گورکن تنها تمثیلی است از شغلی پست و از کسانی که در این وادی بی آزادی نونشون تو روغنه. چرا گورکن و چرا جلاد نه؟ نمیدونم.
- ارزش آزادی (از دید شاعر) به "جستن، یافتن و به اختیار برگزیدن" ختم میشه تا از خود بنایی درست کنی والا به ابتذال تن دادی نه به زندگی فرصت جاری شدن.

/ 0 نظر / 25 بازدید