آشوب در عراق - 1

یک آشوب از قبیل آشوبهای القاعده و عراق نیاز به "تامین مالی"، "تامین اسلحه و آموزش نظامی"، "وجود سیستم انگیزه ای قوی" دارد (به علاوه سازماندهی).
در بلندمدت بهترین راه مبارزه با تروریسم و آشوب، کاهش و حذف سیستم انگیزه مبارزه با غرب و تقابل با منافع امریکا در منطقه است. با وجود سیتستم انگیزه در بین مردم برای تقابل جدی با غرب همواره زمینه های آشوب در منطقه وجود خواهد داشت. اما این راه حل کمتر مورد توجه سیاستمدارن است. به خصوص این مشکل در دموکراسی شدیدتر استه.
هر راه حلی متضمن صرف منابع کشور در راستای راه حل مورد نظر است. علاوه بر آن در بسیاری از مواقع تضاد و تقابلی بین راه حلهای بلندمدت و کوتاه مدت وجود دارد. مثلا در منطقه خلیج فارس، کاهش شمار نظامیان و دخالت مستقیم از جمله راه حلهای بلندمدت برای کاهش حساسیت و انگیزه های تقابل با امریکاست اما همین سیاست همواره با منافع کوتاه مدت برای تاثیر بالاتر در منطقه در تضاد است. و یا در ارتباط با اسرائیل، راه حل بلندمدت متضمن تقویت دولت فلسطین و فشار بر دولت اسرائیل است تا چهره امریکا در منطقه بهبود یابد اما عموما این سیاست با فشارهای داخلی و خارجی برای امریکا همراه است و در کوتاه مدت منجر به افزایش مشکل خواهد شد.

اما سوال اینجاست چرا حاکمان امریکا توجه کافی به راه حلهای بلندمدت ندارند؟
1- در کشورهای دموکراتیک حاکمان به مدت بسیار کوتاه (معمولا کمتر از 5 یا حداکثر 10 سال) سر کار هستند و انگیزه ای برای توجه به راه حلهای بلند مدت (که بیش از 2 دهه زمان میخواهد) ندارند. بنابراین پیشنهادها و راه حلهای از اینگونه در همان سطوح دانشگاهی یا روشنفکری و یا میانه دیپلماسی باقی می ماند و کمتر اجرایی میشود. این مشکل انگیزه را میتوانید در این زمینه نگاه کنید که اصولا سیاستمداران و احزاب علاقه ندارند منابع امروز را برای موفقیت سیاستمداران دهه بعد (احتمالا رقیب) تخصیص دهند هرچند این به منافع کشور نزدیکتر است حتا اگر بتوانند مشکلاتی برای آینده از خود به جا میگذارند و یا منابع فردا را پیشاپیش خرج میکنند (مانند بدهکار کردن دولت) (این ساده ترین نتیجه پیاده سازی عقلانیت در زمینه سیاست است).

2- علاوه بر مشکل انگیزه پایین برای راه حلهای بلندمدت، مشکل دوم مربوط به هماهنگی در بلندمدت است. راه حلهای سیاستمداران حاکم از یک گونه نیست و دلیلی برای تداوم راه حل بلندمدت وجود ندارد. سیاستی که بوش اجرایی میکند میتواند به کل با سیاست حاکم بعدی متفاوت باشد (و معمولا متفاوت است). در نتیجه دلیلی برای کارایی راه حل بلندمدت وجود ندارد.

3- برای اتخاذ یک راه حل درست در بین گزینه های موجود، سیستم سیاسی نیازمند دریافت فیدبکهایی است که نشان دهد در مسیر درست حرکت میکند یا نه. برای راه حلهای بلندمدت این علامت گیری دچار اختلال بیشتری میشود و تاخیر بالا در صرف منابع و دریافت نتیجه تشخیص راه حل مناسب را با مشکل مواجه میکند. در همین فضا پیش بینی آینده (که پیش فرض) اتخاذ راه حل مناسب است نیز نمیتواند به خوبی کار کند.

با توجه به موارد بالا عدم توجه به مشکلات و راه حلهای بلندمدت در سیستمهای تصمیم گیری سیاسی (و به خصوص دموکراسی) توجیه پذیر است.

/ 0 نظر / 24 بازدید